X
تبلیغات
♥...اهدای عضو،اهداي عشق...♥

♥...اهدای عضو،اهداي عشق...♥

˜˜”*°•.دل نوشته هاي بچه هاي داوطلب اهداي عضو¸.•°*”˜˜


ساعتها همیشه گذر زمان رو نشون نمیدن!!!



گاهی رسیدن به یک زمان مشخص رو یاد آوری می کنند...

وهیچ چیز قشنگ تر از به دنیا اومدن و متولد شدن نیست.....



پری عزیزم تولدت مبارک...





خیلی وقته بهمون سر نزدی اما...

هر جا که هستی امیدوارم شاد و سلامت باشی...

تولدت مبارک.





یه تولد کوچولو..

از طرف همه اهدایی ها...

[ چهارشنبه 1392/03/29 ] [ 3:16 بعد از ظهر ] [ اهدایی ها ]

[ ]


[ سه شنبه 1392/03/28 ] [ 3:58 بعد از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]



این روزها برد با کسیه که بیرحم باشه!


از دلت مایه بذاری باخته ای...!

 

و اینکه..


آدم حساب کردن بعضیا خیانت به عالم بشریته.



*جنبش بنفش برنده شد..تبریک می گم..به امید آباد شدن مملکتمون.

[ یکشنبه 1392/03/26 ] [ 0:21 قبل از ظهر ] [ شادي ]

[ ]



مزاحـم شـما شدم


مِے دانم !

تنهـا چراغ را روشن مے کنم

گلها را در گلدان مے گــذارم

پنجره را باز مے کـنـم

و بــعــ د مے رومـــــ....


[ پنجشنبه 1392/03/23 ] [ 11:1 قبل از ظهر ] [ فاطمه ]

[ ]


اين جا

آنقدر شاعرانه دروغ مي گويند

و آنقدر در دروغ هايشان شاعر مي شوند

که نميدانم

در اين سرزمين

... با اينهمه فريب

چگونه ست که دلم هنوز

خواب باران را دوست دارد


             

           چقدر سرد شده اینجا...

  

                  مسئول این نا به سامانیا کیه؟؟؟؟؟

[ دوشنبه 1392/03/20 ] [ 4:11 بعد از ظهر ] [ مهران ]

[ ]

سه نوع دور داریم:

اونی که دستت بش نمی رسه

اونی که چشمت بش نمی رسه

اونی که فکرت هم بش نمی رسه

{فامیل دور}

...........................................................................

..........................................................................


و در آخر:


دنبال یه شرکت حمل و نقل می گردم که مرده شور اوقات فراغتمو ببره.



[ یکشنبه 1392/03/19 ] [ 1:23 بعد از ظهر ] [ شادي ]

[ ]

....

ازباغ می برندچراغانی ات کند

 

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

 

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار

 

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

 

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی

 

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

 

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

 

این بار می برند که زندانی ات کنند

 

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

 

ازنقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

 

--------------------

فاضل نظری

 

شادی جوون گفتم دست خالی نرم عزیز

 

[ پنجشنبه 1392/03/16 ] [ 4:56 بعد از ظهر ] [ معصومه ]

[ ]

به آسمان بگو ببارد
شمع های خاموش را روشن کن
به پنجره بنگر
و کبوتری که زیر باران
به پنجره ات پناه آورده
به تو نگاه می کند
به اطلسی ها نگاه کن
و زیر لب نجوا کن
تولدم مبارک
آسمان را ببوس
شمع ها را فوت کن
کبوتر را امان بده
اطلسی ها را آب بده
به زندگی بگو :

تولدم مبارک

 

مدیر عزیز تولدت مبارک...


الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی .

لپت همیشه قرمز

روی دشمنات زرد

دلت همیشه سبز

تولدت مبارک

از طرف همه بچه های وبلاگ...22 سالگیت مبارک.



برچسب‌ها: الیار جان تولدت مبارک
ادامه مطلب

[ پنجشنبه 1392/03/16 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ اهدایی ها ]

[ ]


این روزا به هر کی محبت کنی


فک می کنه از خوبی خودشه!!!!


soratyrooz آواتار ها


گاهی باید بعضی احساسها رو بذاری تو خونه سالمندان دلت


انقد بهش بی توجهی کنی تا بمیرن...!



چقدر غریب...!


هیچکس انگار هوای هیچکس را نمی کند!


یخ کرده زمین از بی هوایی...

[ سه شنبه 1392/03/14 ] [ 11:24 قبل از ظهر ] [ شادي ]

[ ]

وقتی داری به یه خرداد ماهی ﺩﺭﻭﻍ می‌گی،
ﺁﺭﻭﻡ ﺑﻬﺖ ﻟﺒﺨﻨــﺪ می‌زنه ﻭ ﺣﺮﻑ رو ﻋﻮﺽ می‌کنه ﻭ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ می‌کنی ﻛﻪ ﺑـــﺎﻭﺭ ﻛﺮﺩﻩ !
وقتی جایی هستی ﻭ ﺗﻠﻔﻨﺶ ﺭﻭ ﺟﻮﺍﺏ نمیدی ﻭ ﻓﻜﺮ می‌کنی ﻛﻪ ﺍﻭﻥ ﻓﻜﺮ می‌کنه خوابـــی !
وقتی کلی ﺍﺫﻳﺘﺶ می‌کنی ﻭ ﺍﻭﻥ ﺑــــﺎﺯ ﻫﻢ می‌ﺑﺨﺸﺘﺖ !
آره ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻛﻪ خرداد ماهی وقتی ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻴﺸﻪ ﻭ ﭼﺸﻤﺶ ﺭﻭ خیلی ﭼﻴـــﺰﻫﺎ ﻣﻴﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ می‌کنه !
ﺍﻣﺎ ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ روزی ﺻﺒـــﺮﺵ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺑﺮﻩ،
ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ نمی‌تونی ﺑﺮﺵ گردونی !
ﭘﺲ ﺗﻮ ﻫﻤﻴﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻗـــﺪﺭﺵ ﺭﻭ ﺑــﺪﻭﻥ ... !



اینو یاسی جان نوشته بود منم خواستم تاکیدش کنم پستش کردم


                        خلاصه خرداد ماهیا همچین خانواده هائین،حواستون باشه

                                                                                               به افتخار خردادیا(:


               

بچه ها یادآوری کردن که تولد یاسیه امروز،ببخشید من نمیدونستم،از همین تریبون جا داره که تبریک بگم بهت یاسی جان،اینو گفتم که تولد من یادتون نره،آهای با همتونما...


                                 اهم..آب جوش لطفا...

[ دوشنبه 1392/03/13 ] [ 10:14 قبل از ظهر ] [ مهران ]

[ ]

شاعر از کوچه مهتاب گذشت

لیک شعری نسرود

نه که معشوقه نداشت

نه که سرگشته نبود

         سالها بود دگر کوچه مهتاب

                                   خیابان شده بود........


                                  من اومدم که باشم...

[ پنجشنبه 1392/03/02 ] [ 9:43 بعد از ظهر ] [ مهران ]

[ ]

تنها چیز با کیفیت تو زندگیمون "درد" بود..

که هر قدر کشیدیم پاره نشد.!


و بدترین درد هم اینه که...

درد رو

نمیشه به هیچ کس حالی کرد...



*خدایا بهشتت ارزانی آنها که شب و روز فقط به خاطر ترس از جهنم تو را 

پرستیدند.من رضایتت را از همه چیز بیشتر دوست میدارم.


*بابا با یه شاخه گل میام پیشت.

روز پدر پیشاپیش مبارک پدراتون.

[ جمعه 1392/02/27 ] [ 1:15 بعد از ظهر ] [ شادي ]

[ ]


 

  گاهی وقتا فک میکنم چرا "چه گوارا "زنده نیست با "من" بگرده؟


[ جمعه 1392/02/27 ] [ 11:4 قبل از ظهر ] [ فاطمه ]

[ ]

یــــــاد ســـــهراب بـــــخیر

آن سپـــــهری کـــــه تـــــا لحـــــظه ی خـــــاموشـــــی گفــــتـــ:

تـــــو مـــــرا یـــــاد کنـــــی یـــــا نکـــــنی

بـــــاورت گـــــر بشـــــود یـــــا نشـــــود

حـــــرفی نیــــــــــستـــــ ...

امـــّـــــا

نفـــــســـــم میـــــگیـــــرد

در هـــــوایی کـــــه نفـــــس هـــــای تـــــو نیســـــتـــــ ...!

[ پنجشنبه 1392/02/05 ] [ 9:54 بعد از ظهر ] [ رزيتا/كرج ]

[ ]

کاش می دانستید 



 زندگی با همه وسعت خویش 


 محفل ساکت غم خوردن نیست 


حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست


 زندگی خوردن و خوابیدن نیست


 زندگی عشق به قلب داشتن است



زندگی حس جاری شدن است 


زندگی کوشش و راهی شدن است


 از تماشاگر آغاز حیات 


 تا به جایی که خدا می داند



سهراب سپهری

+ همیشه میگفتن عصر های جمعه خیلی غم انگیزه...امروز درکش کردم.

+ میگن قالب عوض شده و دیگه قرار نیست عوض بشه

+ همه چی آرومه...

+ دوباره میسازمت...

[ جمعه 1392/01/30 ] [ 5:31 بعد از ظهر ] [ فاطمه ]

[ ]



دست نوشته هاي عسل بديعي

سال 92 شد و این گذر عمر چیزی قسمت همه ماست. حالا 36 سالم است، دهه 30 هم گذشت با سرعت مثل همه چیز همچون دهه 20. شش سال را در ركود بودم. حالا می توانم مسلط باشم. ضعف درونی ام رنگ باخته، اشتباه زیاد كرده‌ام. اشتباه زیاد دیده‌ام، اشتباه ارزش دادم و اشتباه بی‌ارزش كردم اما مهر خدا خواست که هنوز سالمم، توانمندم، ریشه دارم، جوانم، زیبایم، پسری دارم، عشق و مهر، خانواده‌ای مثل گوهر ناب و دوستانی مثل برگ گل و دنیایی كه هر روزش واقعه است. حالا انرژی خفته ای دارم برای رسیدن به زندگی. تمام توانم امسال بر این است كه شگفتی بیافرینم، شگفتی‌ای كه پسرم "جانیار" و خانواده‌ام به آن افتخار كنند. من می دانم امسال سال من است.

[ دوشنبه 1392/01/26 ] [ 9:40 قبل از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]

سلام گلم ایمیلت رو دریافت کردم برات ایمیل میفرستم بخونش معصومه جان

با سپاس

[ چهارشنبه 1392/01/21 ] [ 8:37 بعد از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]

خدایا...

به من زیستی بیاموز که در لحظه مرگ بر بی ثمره لحظه ای که برای زیستن گذاشته ام حسرت نخورم...

مردنی بیاموز که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم...

بگذار من آنرا خود انتخاب کنم ،اما آنچنان که تو دوست داری؟؟

چگونه زیستن را تو به من بیاموز           چگونه مردن را خود خواهم آموخت...

فقط همین!!!

[ یکشنبه 1392/01/18 ] [ 1:36 بعد از ظهر ] [ آوا/زير گنبد كبود ]

[ ]

«درد بدتر از داغ

مادری مهربان به رحمت خدا رفت،

خانواده‌ای داغی به سینه دارد،

درد، درد سنگینی‌ست

عاجزانه خواهشمندم همدردی کنید، یا از دور نگاه کنید یا رد بشوید

عسل بدیعی نازنینم با شور و شوق سرشار از زندگی از بین ما رفت،

خانواده پیکر پاک او را به رضایت خود او بدون کوچکترین مسمومیت برای اهدای عضو به بیمارستان پیوند مسیح دانشوری سپردند.

لطفا اگر مرهمی نیستید، دردی اضافه نکنید

که این درد بدتر از داغ است

عسل عزیزم روحت شاد

رضا داودنژاد»

[ چهارشنبه 1392/01/14 ] [ 9:22 بعد از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]


    در گشذت عسل بدیعی

    عسل بدیعی بازیگر جوان سینمای ایران ظهر دوشنبه در اثر  مرگ مغزی در بیمارستان لقمان تهران در گذشت.

    اعضای بدن این بازیگر طبق وصیتش اهدا شد.

    درگذشت این هنر مند را به جامعه ی هنری و به خانواده ی محترمشان تسلیت عرض می نمایم.

    روحش شاد !!!!!!!


[ چهارشنبه 1392/01/14 ] [ 9:1 بعد از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]


محصل

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم

چه کسی چشمانت را  رنگ کرده

چه وقت دیگر گیتی چون تویی خلق کند

فرشته ای فقط در قالب انسان

تولدت مبارک










هر روز برایت رویایی باشد در دست

نه دور دست

عشقی باشد در دل

نه در سر

و دلیلی باشد برای زندگی

نه روزمرگی

تولدت مبارک رزیتا جان




از طرف همه ی بچه های وب

[ سه شنبه 1392/01/06 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ فاطمه ]

[ ]

...و من هنوز نفس می کشم..

 

و این چقدرعجیب است...

 

عجیب است...

 

عجیب...

 

------

 

یه  حسی دارم این روزا

 

که گاهی با خودم می گم

 

 شاید مردم حواسم نیست...

[ دوشنبه 1391/12/28 ] [ 3:21 بعد از ظهر ] [ معصومه ]

[ ]

این و بغض و این ترانه ها را دیدی؟

آن تیر ها و این نشانه ها را دیدی؟

عمریست که عجل جان تو را می خواهد

ای مومن مست بهانه ها را دیدی؟

.......................

لیلا دگرگونش مکن

اینگونه مجنونش مکن

بگذار بماند پیش تو

از خانه بیرونش مکن.

(آذرک)

[ یکشنبه 1391/12/20 ] [ 10:8 بعد از ظهر ] [ محدثه/گنبد ]

[ ]

آینه هم شکایت دارد از من!


روی خوش می خواهد.


آینه جان:ندارم...ندارم...ندارم


+++++++++++++++++++++++++++


هیچ گاه تنهاییت را به حراج نذار


فصلش که بشود


به قیمتش می خرند.


+++++++++++++++++++++++++++


*من بی معرفت نیستم..فقط می خوام یه کم درکم کنین.نه که تلافی کنین تنهام بذارین.

مطمئانا یه روز جبران می کنم.این روز ها می گذرن.فقط خوبی هاس که می مونه.اینو ازم 

نخاین که همه ی زورمو بزنم بشم مثه قبل.من همون آدمم..فقط زندگیم تغییر کرده,

فراموش کردنو عادت کردن به این زودی خیلی سخته.بی انصاف نباشین.

فاطمه ممنون که به یادمی,همین که هر از گاهی به بی معرفت بودن محکوم میشمم بسمه.یعنی به یادمی.ممنون.

[ شنبه 1391/12/19 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ شادي ]

[ ]


دوقدم مانده ب احساسم، نرسیده ب "من"!‏ اینجا دلی تنگ است... ن برای یک مخاطب خاص.. ن برای یک احساس گمشده... ن برای رسیدن و نرسیدن... ن برای‏"‏تو‏"‏، ن برای هیچکس دیگر... اینجا دلی تنگ است،تنها تنگ روزهای بی دغدغه، تنگ ثانیه های کودکانه، تنگ خنده های بی دلیل، تنگ حس غریب سرخوشی، همین............‏!!!‏ اینجــــآ تــہ مانده ےاحساســے دفنــ ــ شده استــ ـــ . . . و خدایـــے که سیـــہ رو و سیــہ پوشــ ــ بر سره گور شیونــ ـ میکنــ ــد . . . شیطآنــ ــ پیروزمندانــہ لبخنــ ــــــد میزنـــ ـــد . . . و فآحشـ ــہ اے پیر کــہ در گوشــہ اے سیگآر دود میکُنـــ ـــد . . . صدایےـ نجواگونــہ میگوید : شرمسارمــ ــ از خلقتت اے انسانـــ ــــ . شیطآنـــ ــ فرمآن میدهــ ـــد : فآحـِشـِــہ ها بـِـــ ہبِهـِشتـ میـرَوَنـد اگــر دختـرے رآدیدیـــ ــــد کـــ ـــه موزیکـ تو ِے گوششــ ــ آنقدر بلنـــ ــد است که همه میشــ ــنوند ، * اگــر دختـر ےرآ دیدیـــــد که ماننــد دیوانـه ـها همیشـــ ـــه در ولیعصــ ـــر پرسـه میزند ، در الهـیه آرامـــ ــ میگـــ ـــیرد و در نیـاوارنــ ـــ میمیــرد ، * اگــر دختـرے رآدیدید کــہ سیگــآرشـــ گوشه ے ِ لبـشــ ــ و بـــےخیالــ ــ به همــہ ے نگاه هآےخیـره ، در سرمایـــےـ کــہ شما جراتــ ــ بیـرونــ ـــ آمدنــــــــ ندارید ، کاپش بــہ بنــد کولــہ اش آویزوونـــ ــ ، آواره ے این خیابــان ـهاست ، * اگــر د...ختـری را دیدید کــ ــہ ... مــُـــــــــــــــــــــــــــرده است ، تعجبـــ نکنیــد ، او شاعـرے ســت کـہ ـعاشقـانـہ ـ ـهایش هیــ چ خریدار ے ندارد ؛ اگــَر اورا دیدیـد مثل ِ تمامـــ ـــ ِ غریبـــہ ـها از کنارش ســ ــــَرد بگذریـد ... او ، منــَـــــــــــــــــــم !دختـــرے در شهـــرے مخوفــــ ـــــــــــــــــــــــــ ✘ خطر غیب شدگی چند روزه...!!! دلگیر شدن ممنوع!

[ پنجشنبه 1391/12/17 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ گندم ]

[ ]

یادتـــ باشهـ زندگـیــ کوتاههــ


قوانینـــ رو بشکنـــ


زودببخشـــ


آرومـ ببوسـ


عاشق ِ حقیقیـــ باشـ


بدونــ کنترلــ بخند


یادت باشه


خیلی زود دیر میشه ...



moteasefam...!!!

[ جمعه 1391/12/11 ] [ 10:11 بعد از ظهر ] [ فاطمه ]

[ ]

گوش کن میخوام برات پسر بودنو تعریف کنم!
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پسر بودن یعنی نافتو که بریدن روش 2 سال حبس هم بریدن
پسر بودن یعنی فقط تا آخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه
پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی
پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار
پسر بودن یعنی استرس سربازی و حسرت درس خوندنه بدون استرس
پسر بودن یعنی بعد بابا، مرده خونه بودن،سنم نمیشناسه یعنی چی؟؟
یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله
پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی هیزیه
پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسئولیته و حصار
پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته
پسر بودن یعنی یه سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری
پسر بودن یعنی واسه عید لباس نخری که دخترت واسه خریده لباس هر چی دوست داره بخره
پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی
پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل
پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "
پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه
پسر بودن یعنی بعد سربازی روز اول کلی تحویلت میگیرن روز دوم به چشه زالو نگات میکنن

پسر بودن یعنی ......................................................مسئولیت مسئولیت مسئولیت

[ پنجشنبه 1391/12/10 ] [ 12:24 بعد از ظهر ] [ مهران ]

[ ]

من مانده ام و شانزده جلد

"لغت نامه"

که هیچکدام از کلماتش مترادف 

"دلتنگی" نمی شوند!!!

کاش دهخدا می دانست دلتنگی

"معنا" ندارد

"درد" دارد

[ سه شنبه 1391/12/01 ] [ 0:14 قبل از ظهر ] [ شادي ]

[ ]

همیشه شروعش سخته

ترکش سختتر...

در پایانم ترکشش رو میخوری

لعنت به تو...

سیگار دارید؟!

میخوام خاطره دود کنم


برچسب‌ها: بازم

[ دوشنبه 1391/11/30 ] [ 7:53 بعد از ظهر ] [ آدمک/آخر دنیا ]

[ ]

سلام به همه بچه های گل وبلاگ.............

بچه ها من خودم یه وبلاگ ایجاد کردم با آدرسmehrasa1371.blogfa.com و با نام اهدای عضو اهدای زندگی دوباره خوشحال میشم سر بزنین به وبلاگ و نظراتتون رو اعلام کنین................

در ضمن در قسمت نظر دهی همین پست آدرس وبلاگ درج میکنم که راحتتر بتونین به وبلاگ سر بزنین.......

[ دوشنبه 1391/11/30 ] [ 9:46 قبل از ظهر ] [ مهراسا/ساري ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه